و به روتون گلاب !

زیر شلاق سکوت !!

 

من به اندازه ی صد بوسه ی تو

به لبم ...وعده ی شیرین دادم.
در همین آخر شب در خانه

دل و لب ، هر دو نگاهم کردند
زیر شلاق سکوت ...رو سیاهم کردند .
قلبم اما خسته...
هر دو لب هم بسته ...

ظاهراً یک جاسوس
سخنم را به همه ، لو داده
و هم اکنون بنده
تحت تعقیب تمام دل ها ...در بیابان خدا ...علافم .

و به روتون گلاب
شعر نو می بافم ...
شاعری پاک ولی علافم !

/ 0 نظر / 12 بازدید