طنزنوشت های صادق عبداللهی

با سلام ...حرف هائی برای نوشتن از طنزنویسی بنام صادق عبداللهی

من نوشتم باران !
نویسنده : صادق عبداللهی - ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳۸۸
 

 

من نوشتم

باران .....

من نوشتم باران
باد حتی نوزید
ابر را ....
هیچ دو چشمی که ندید
پس چرا
من بنویسم باران ؟
قطره ی ژاله ی یک چشم...
که او باران نیست ؟

ننوشتم چیزی
تا که شاید بوزد باد حضور...
نه که الآن ...که بعداً حتی
آسمان ابر ببیند به خودش
قطره اشکی نچکد از چشمی
من فقط از دنیا
طالب بارانم
نه که چشمان تو باران بشود !


 
 
حتی...!
نویسنده : صادق عبداللهی - ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸
 

پس بنده کجایم ؟!

 

ناغافل ساعتمو نگاه کردم و دیدم ای دل غافل ...من الآن خیلی وقته که حتی کلمه ای هم توی این وبلاگ ننوشتم (حالا فهمیدم چرا انقدر طرفدارام زیاد شده )!!

در هر صورت ...به یاد این کلمه ی " حتی " افتادم و گفتم مطلبی بنویسم که پر از کلمه ی " حتی " باشه !
از قدیم میگن : قبل از غذا ، پیش غذا بخور ...حتی یک قاشق (پیش غذا شاید همین سالاد بوده )!
بعد از غذا ، راه برو ...حتی یک قدم !
و بعد از حمام کردن ، بخواب ...حتی یک دقیقه !

این حتی ها رو داشته باشید تا یه مدت طولانی دیگه که خدمت برسم ... حتی در خواب !!