طنزنوشت های صادق عبداللهی

با سلام ...حرف هائی برای نوشتن از طنزنویسی بنام صادق عبداللهی

ابهام !
نویسنده : صادق عبداللهی - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸۸
 

گاهی نقطه ..

گاهی حرف !!

ما هم زبان جالبی داریم.گاهی یک کلمه ، با حرکت دادن یک نقطه ، معنای دیگری پیدا می کنه . مثلاً همین کلمه " ابهام " که با گذاشتن یک نقطه ، یهو میشه " ایهام " و کلی کلمه ی دیگه !
به کلمه " کتاب " دقت کنید که   اگر دو نقطه ی  ت     رو بیاریم پائین و یکیشو    بذاریم ،  همون کتاب میشه  " کباب " !

به نکته ی دیگری از زبان فارسی دقت کنیم که ما ، از چه کلماتی استفاده می کنیم که شاید خیلی هم معنا دار نباشه !
مثلاً وقت خوابیدن ، میگیم برو بگیر بخواب . به نظر شما چه چیزی رو باید گرفت و خوابید ؟ ( با شیطنت فکر نکنید و درست جواب بدید که چی به ذهنتون می رسه) ؟

یا مثلاً  وقتی کسی از پیش ما میره ، میگیم فلانی گذاشت و رفت !
تا حالا دقت کردید که همون فلانی مورد نظر ، چی رو گذاشته و رفته ؟!... وجداناً تا حالا به این نکته دقت کرده بودید ؟!
یا میگن فلان زد و رفت .... در حالی که طفلک کسی رو نزده و رفته ، اما زبان ما میگه زد و رفت !!
یا خودمون به خودمون میگیم : بزن بریم . چی چی رو بزنیم ؟!

لطفاً اگه از این گونه نکته ها به ذهنتون رسید یا جائی دیدید و کش رفتید ، با ما در میون بگذارید تا به نام زیبای خودتون منتشرش کنیم وهمه با هم  بیشتر با ظرافت های زبان خودمون آشنا بشیم !


 
 
سؤال...!
نویسنده : صادق عبداللهی - ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸۸
 

یک سؤال ...و جواب شما...!

صاف میریم سراغ اصل داستان :

این عکس رو ببینید و در باره ی اون یک خط شعر یا یک جمله ی با نمک بنویسید . نوشته های قشنگ شما رو از منطقه ی کامنت خارج کرده  و به صورت یک پست جداگانه تقدیم حضرات می کنیم .


 
 
سلام
نویسنده : صادق عبداللهی - ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸۸
 

به نام خداوند منان...

در روز عید سعید مبعث این وبلاگ را تقدیم به شما کردم.

تا بعد....

صادق عبداللهی